تبليغاتX
یه سلام وروجکی....
یه سلام وروجکی....
*~*~~*~*

سلام ... من بلاخره بعد از یک مدت طولانی تونستم بیام تو نت و آپ کنم .

البته هنوز معلوم نیست که چند روزبه چند روز بیام و آپ کنم

برای امروز چند تا عکس با حال براتون گذاشتم برید حال کنید  

نظر فراموش نشه

 

 

        

 

 

 

 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387 و ساعت 18:29 توسط آیه |
*~*~~*~*

بازم سلام و به وب من خوش آمدید امروز براتون عکس های با حال از کریستین رونالدو ریختم مطمئنم خوشتون میاد نظر یادتون نره .

من که عاشق کریستینم شما چی؟

نام:کریستیانو رونالدو دوسانتوس آویرو

متولد:5 فوریه 1985

محل تولد:فانچل در مادربی پرتغال

ملیت:پرتغالی

اولین بازی ملی:آگوست 2003 برابر قزاقستان

القاب:کریس،سلطان تکل،رون

قد:185 سانتی متر

وزن:78 کیلو

تیم ها:اسپورتینگ لیسبون؛منچستر یونایتد

  اعجوبه ی پرتغالی در بین خانواده ای فقیر متولد شد.پدری کارگر و مادری عاشق امور منزل داشت.درکودکی بخاطر علاقه ی شدید به پاتریک کلایورت،با نام کلایورت نام برده می شد.کریس خودش در مورد علاقه اش به فوتبال در کودکی می گوید به قدری عاشق فوتبال بوده که اگر توپی رو هم در اختیار نداشته با در هم کردن لنگه جوراب هایش خود رو سرگرم می کرده.ماریا دوس سانتوس معلم دوران ابتدایی رونالدو در مورد علاقه ی شدید رونالدو به فوتبال می گوید:«به یاد دارم کریس هر وقت اوقات آزادی پیدا می کرد به فوتبال می پرداخت.»

 وقتی پدر کریس از این علاقه ی پسرش به فوتبال اگاه شد به وی اجازه داد تا از همان دوران کودکی فوتبال رو به روش صحیح تری بازی کنه.وی سال ها در اسپورتینگ بازی کرد تا سرنجام پس از سه سال بازی در اسپورتینگ توسط ژرارد هولیه مربی لیورپول کشف شد ولی برخلاف وی،کریستین به منچستر یونایتد پیوست. وی از سال 2003 تا کنون در منچستر بازی می کنه و اولین بازی اش هم بر می گرده به بازی منچستر برابر ولوز.ولی وی تونست در بازی منچستر برابر پورتموث در التافورد اولین گلش رو در این تیم بزنه.حال کریس توجه بسیاری از تیم های خوب دنیا از جمله رئال مادرید و بارسلونا رو جلب کرده و این تیم ها حاضرند به هر قیمتی اولین ستاره ی پرتغالی منچستر رو به تیمشون بیارند.البته کریس هم برای ماندن در التافورد از منچستر درآمد 160 هزار پوندی رو طلب کرده که بنظر فوتبال دوستان این کار پول دوستی کریس رونالدوست.

  ویژگی و خاطرات کریستیانو رونالدو

رونالدو علاقه ی شدیدی به اتومبیل ها داره و اگه بخواهیم یکی از دهها ماشینش رو نام ببریم یه پورشه نقزه ای داره و یه بی.ام.وی مشکی.از دیگر علایق کریس همکاری با شرکت نایکه.کریس یه ساختمون 5/1 میلیون دلاری در چشایز انگلیس داره.

  کریستین بازیکن خیرخواهی است و در زلزله تسونامی یه میلیارد روپیه رو جمع کرد و تقدیم به آسیب دیدگان کرد.در اندونزی هم چند خونه خرید و به بی خانمان ها داد.

  کریس هیچ موقع در انتخاب همسر موفق نبوده و آخرین بار هم نامزدش مارچه در سال 2006 از او جدا شد.البته مارچه 9 سال از رونالدو بزرگتر بود و قبلا هم ازدواج کرده بود.البته قبل جام جهانی هم دختری به نام لیلیان فاش کرد که با رونالدو نامزده. حتی گفته می شد که کریس می خواد با ایموژن تامس ملکه ی سابق ولز ازدواج کنه.!!!!!!!!

  تلخ ترین خاطره رونالدو برمی گرده به سال 2005 و فوت پدرش در زمانی که او برای انجام خدمت سربازی در روسیه خدمت می کرد.اون حادثه در 7 سپتامبر اون سال رخ داد.یک بار هم رونالدو رو بهمراه یک نفر دستگیر کردند که رون تبرئه شد. یه بار هم دزد به خونش زد و ماشین و جواهراتش رو برد.در پایان جام جهانی هم عنوان بهترین بازیکن جوان از او ربوده شد و به پودلسکی داده شد.

  در کودکی علاقه ی شدیدی به مارادونا و فیگو داشته.وی عاشق شنیدن موسیقی های مرتبط به رقص است.رنگ سفید رو هم دوست داره.

  رونالدو سابقه ی ملی زیادی نداره ولی افتخارات خوبی از جمله مقام نایب قهرمانی در یورو 2004 و مقام چهارمی جام جهانی در سال 2006.البته کریس به تازگی و در بازی تیمش برابر برزیل تونست کاپیتانی رو تجربه کنه و بازوبند کاپیتانی رو به دست بست.وی مرد دوست داشتنی اسکولاری و فرگوسن هست و از این لحاظ خیلی خوش شانسه.



| *| نوشته شده در یکشنبه سی و یکم شهریور 1387 و ساعت 14:7 توسط آیه |
*~*~~*~*

 

سلام

سلامی دوباره به شما وروجکا  حالتون خوبه 

امروز چندتا عکس از هیلاری داف براتون در اوردم امیدوارم خوشتون بیاد

 

 

 

 

 

بیوگرافی:

نام کامل : هیلاری ارهاد داف

معروف به : هیل

تاریخ تولد : 28 سپتامبر 1987

شغل و حرفه : بازیگر وخواننده

هیلاری دومین فرزند خانواده است و پدرش در یک فروشگاه زنجیره ای کار میکند و مادرش خانه دار است.مادرش مشوق او بود تا به کلاس های بازیگری برود.هیلاری و خواهرش هیلی 6 سگ دارند به نام های :لولا- ماسی چیکووتا که مال هیلاری وسه تای دیگه مال خواهرشه. Playmates toys یک عروسک  از هیلاری در سال 2004 درست کرد و وارد بازار کرد.  

امیدوارم خوشتون اومده  باشه .

نظر یادتون نره

 



| *| نوشته شده در جمعه بیست و دوم شهریور 1387 و ساعت 18:18 توسط آیه |
*~*~~*~*

 

 

 

سلام دوستای گلم

خوبید...چه خبر .... اگه خبری ندارید  من یه خبر دارم واسه ایرانسلی ها

تازگیا بعضی از ایرانسلی ها یه sms میدن به بقیه ومیگن اگه می خوای شارژ

رایگان بگیری  این رمز و وارد کن که اگه واردش کنی هرچی شارژ داری میره

برای اون پس مواظب باش تا سرت کلاه نره

راستی شما از کدوم  سریال خوشتون میاد من که  روز حسرت و دوست دارم

یه خبر دیگه هم دارم شبها ساعت 1:10 شبکه ی یک سریال صاحبدلان و میده.

امروز براتون چندتا عکس در اوردم امیدوارم خوشتون بیاد

نظر یادتون نره



| *| نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387 و ساعت 16:52 توسط آیه |
*~*~~*~*

سلام سلام سلام ......یه سلام وروجکی .....خوبید....من دوباره اومدم

راستی وبم ودیدیت!!!!!! خوشگله  امیدوارم خوشتون بیاد

امروز عکس آقای دانیال حکیمی وسیاوش خیرابی رو براتون در اوردم

اخه دیروز یکی از دوستای خوبمون از من خواست عکس این دو بازیگر

خوب و براش در بیارم.امیدوارم خوشش بیاد

شما چی ؟؟؟؟؟؟ از کدوم هنرمند خوشتون میاد تا عکساشو براتون در بیارم

یادم رفت بگم تو این گرما، تو ماه رمضان چه کار میکنید ؟؟؟؟؟میدونستید ساعت

7 شبکه ی 3 یه برنامه داره که محسن افشانی مجریشه!!!!!!!!!!

 

 

 

 سایت

تخصصی

آپلود

عکس و

تصویر

وبلاگهای<a href=

 

سایت

تخصصی

آپلود

عکس و

تصویر

وبلاگهای

ایرانی

نظر یادتون نره

 



| *| نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 و ساعت 11:45 توسط آیه |
*~*~~*~*

سلام خوفید ...

من امروز ناراحتم چون خیلی ها میان تو وبم اما نظر نمیدن

راستی شما میتونید خاطره هاتون و به من بدید تا تو وبم بنویسم  من منتظر خاطره های قشنگتون هستم .در ضمن خاطره هاتون میتونه در باره ی هر چیزی باشه

از عکس ها خوشتون اومد ..... پیشیای بامزه رو دیدین

راستی اگه از بازیگری و یا خواننده ای ویا غیره خوشتون میاد به من بگید تا عکسشو براتون در بیارم

 



| *| نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387 و ساعت 11:59 توسط آیه |
*~*~~*~*

سلام وروجکا امروز چند تا عکس براتون در اوردم

اینم تصویری از قلب یخی

 

اینم پیشی

 

اینم دوتا ببه ای

اینم یه پیشیه دیگه

اینم یه عکس خوشکل

 

خوب برای امروز بسه

نظر یادتون نره

 

 



| *| نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 16:30 توسط آیه |
*~*~~*~*

سلام . یه سلام گرم و صمیمی به اونایی که گرما رو تحمل می کنن. یه سلام به اونایی که تابستون و با تمام گرماش دوست دارن . و یه سلام به شما وروجکا......

تا حالا شده در مورد کاری که انجام میدی فکر کنی !!!!!! منظورم اینه که یه کاری بکنی بعد از یه مدتی بفهمی کارت اشتباه بوده واگه اون کارو نمی کردی زندگیت بهتر پیشمیرفت !!!! حالا که اون کار و کردی وباعث شدی یه مشکلی پیش بیاد چه کار می کنی ؟؟؟؟؟؟ بی خیال ماجرا میشی طوری که انگار هیچ کاری نکردی یا نه میشینی در مورد کاری که کردی فکر میکنی ؟؟؟؟؟ فکر میکنی و دنبال یه راه چاره می گردی....

گاهی فقط چاره ی کار گفتن ببخشیده که غرور ما آدما اجازه نمیده این کلمه رو به زبون بیاریم .....

شما جزءکدوم یکی از این دسته ها هستید ؟؟؟

من که سعی کردم تا اون جایی که بتونم در مورد کارای اشتباهم فکر کنم و اگه لازم شد به طرف مقابلم بگم ببخشید. شما چی؟؟؟؟

لطفا نظر دهید



| *| نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387 و ساعت 14:58 توسط آیه |
*~*~تبریک تولد~*~*

سلام خوفید ؟؟؟؟

امروز تولد یکی از بهترین دوستامه می خواستم بهش تبریک بگم

تولد تولد تولد مبارک

 آوا جان تولدت مبارک . امیدوارم صد سال دیگه با خوبی وخوشی همراه مادرو پدرت زندگی کنی.

سلام وروجکا امروز یکم ناراحتم . اگه می خواین بدونید چرا مطلب پایین و بخونید:

همیشه از بچگی آرزو داشتم که با کسایی دوست بشم که تا آخرش باهامن یعنی تا جایی که جاده ی زندگی به آخرش میرسه . تو شادی ها وغم ها کنارم باشن .البته خدا رو شکر العان با کسایی دوستم که خیلی با معرفتن از همون بچگی تا العان که یه نوجون شدم در کنارم موندن .اما دیشب یکی از همین دوستایی که بهتون گفتم از پیشم رفت .اون با خانوادش واسه ی همیشه رفتن تا در شهر دیگه ای زندگی کنن . با اینکه از راه دور بازم میتونیم با هم باشیم یعنی صدای همو بشنویم اما بودنمون در کنار هم یه معنای دیگه ای داره .آرزو میکنم که این دوستم همیشه سالم وتندرست باشه ودر اون شهر با دوستایی بهتر از من دوست بشه و اینم بدونه که هرگز فراموشش نخواهم کرد(به امید اینکه بازهم همدیگرو ببینیم) ..........

نظر یادتون نره

 



| *| نوشته شده در پنجشنبه هفدهم مرداد 1387 و ساعت 10:27 توسط آیه |
*~*~~*~*

سلام سلام سلام من دوباره اومدم وروجکا 

مطلب امروزم در مورد جن.....

یکی از خاطرات کودکی من دیدن جن.جنها از بچگی دور من بودن.یادم که مامانم همیشه این خاطره رو برام تعریف می کرد . اون میگفت: وقتی کمتر از 9 ماه داشتم در یکی از شبهایی که پدرم به سفر رفته بود من کنار مامانم خوابیده بودم که ناگهان صدای جیغم مامانو از خواب بیدار کرد مامانم چشماشو باز کرد و با صحنه ی عجیبی رو به رو شد  اون دید که من در هوا هستم و هی بالا وپایین میام   مامانم که خیلی ترسیده بود که نکنه بلایی سر من بیاد یه بار گفت: بسم الله الرحمن الرحیم بعد دید که من آروم به سر جام برگشتم.......

من خاطرات دیگه ای با جن ها دارم که بقیه اش را بعدا" میگم

لطفا"نظر دهید



| *| نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 17:41 توسط آیه |